الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
104
الغدير ( فارسي )
و خدا شنوا و دانا است محمد بر گزيده ى از نوح است پس نخست از ابراهيم است و خاندان از اسماعيل و عترت پاك راهنما از محمد . ارجمندان ايشان ارجمند گرديده و سزاوار برترى در ميان گروهى شدند كه ايشان در ميان ما به سپهر بلند مرتبه مىمانند و به كعبه ى پوشيده يا به قبله اى كه براى روى آوردن هنگام نماز معين شود يا به آفتاب روشن يا به ماه شبگرد يا به ستارگان راهنما يا به درخت زيتونى كه روغن آن پرتو مىپاشد و زيادتى ( 1 ) آن بركت مىيابد و محمد وارث دانش پيامبران و وارث همه ى آن امورى است كه موجب برترى پيامبران شد . تا آن جا كه راوى گفته : به عثمان رسيد كه ابوذر وى را نكوهش مىكند و از دگرگونىهائى كه به دست او در سنتهاى پيامبر و سنتهاى ابو بكر و عمر راه يافته سخن مىگويد پس او را به شام نزد معاويه تبعيد كرد و او آن جا نيز مانند مدينه در مجلس مىنشست و همان گونه كه در مدينه رفتار مىكرد در شام نيز به سخن مىپرداخت و مردم پيرامون او فراهم مىآمدند و سخن او را مىشنيدند ، تا آن جا كه حاضران در پيرامون او بسيار شدند و او خود چون نماز صبح را مىخواند بر دروازهء دمشق مىايستاد و مىگفت قطار شتران با بارى از آتش آمد خدا لعنت كند آن دسته از امر كنندگان به معروف را كه خود عمل به معروف نمىكنند و خدا لعنت كند نهى كنندگان از منكرى را كه خود كار منكر مىكنند . راوى گفت معاويه به عثمان نوشت : تو با فرستادن ابوذر به اين جا كار شام را بر خويش تباه كردى و او به وى نوشت كه او را سوار بر شترى با پالان بىروىانداز روانه كن پس چون به مدينه رسيد گوشت رانهايش ريخته بود و هنگامى كه بو ذر بر عثمان در آمد گروهى نزد وى بودند به او گفت به من رسانيدهاند كه تو مىگوئى از رسول ( ص ) شنيدم مىگفت : هنگامى كه فرزندان اميه به سى مرد تمام برسند شهرهاى خدا را غنيمت و مالى براى خويش مىگيرند و بندگان خدا را بردگان
--> ( 1 ) شايد به جاى زيادتى آن - كه ترجمه ى زيدهاست - درست آن باشد كه كلمه ى آتش زنه ى آن كه - ترجمه ى زندهاست - به كار رود چنان چه در پاره اى از مصادر اين خبر ، نيز به جاى زيد ، زند ضبط شده است